می فروش

صبحی دگر رسید ز ره، می فروش کو

آن صوت دلنشین که صلا زد بنوش کو

ساغر شکسته بر کف میخانه ریخته

شاهد که برده از سر ما عقل و هوش کو

مطرب چرا نمی زند آن تار دلکشش

مغنی که خوانده شعر وصالم به گوش کو

خم کو، شرابخانه کجا رفت می کجاست

ساقی سیم ساق، که بُد خم بدوش کو

از صوفیان مدرسه عشق کو خبر

شیخی که زد هزار سماعی به دوش کو

گریان چرا شدند خلایق به روزگار

پس رقص و پایکوبی دیرینه دوش کو

دی من به هوش کوس انالحق شنیده ام

پیری که زد “الست بربک” خروش کو

دیروز از طعام و شراب سرور سیر

امروز در صحاریم و زاد و توش کو

در حیرت اوفتاده ام اینجا غریب وار

آن رهنمای ماه وش خوش سروش کو

مصطفی – ۱۳۸۹/۳/۳۰

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 10.0/10 (2 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: +5 (from 5 votes)
می فروش, ۱۰٫۰ out of 10 based on 2 ratings

6 دیدگاه برای “می فروش”

  1. این بیت خیلی زیباست …
    گریان چرا شدند خلایق به روزگار | پس رقص و پایکوبی دیرینه دوش کو

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  2. aga mostafa kheili mokhlesim,man amir az hamburg hastam,omidwaram halet khub bashe, emruz baray awalin bar wagt kardam umadam tu saytet,baba karet kheili kheili doroste.shaer budi be ma nagofti ,omidwaram dobare bebinamet.khoshhal misham age az halet khabar dar besham,jenniferam salam miresune,ta bad 

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  3. سلام امیر جان
    خیلی ممنونم از اینکه وقت ارزشمندت رو برای دیدن این وبسایت و خوندن شعرها گذاشتی و من رو مورد لطفت قرار دادی. من باز هم بایستی از مهمان نوازی شما در هامبورگ تشکر کنم. به همسرتون، فلور، الیور و دیگر دوستان هم سلام برسونید.
    ارادت و موفق باشید
    مصطفی

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  4. سلام میدونم خدا رو شکرحالت خوبه

    بابا کشتی مارو از بس اشعار عرفانی و ثقیل گفتی و اشک مارو دراوردی یکی از شعر های دیوانمو برات گذاشتم برو بخون حالشو ببر
    “زاغکی قالب پنیری دید”
    از همان پاستوریزه های سفید!
    پس به دندان گرفت و پر وا کرد
    روی شاخه چنار مأوا کرد
    اتفاقا ازان محل روباه
    می گذشت و شد از پنیر آگاه
    گفت :اینجا شده فشن تی وی!
    چه ویوئی !چه پرسپکتیوی!
    محشری در تناسب اندام
    کشتهء تیپ توست خاص و عام!
    دارم ام پی تریّ ِ آوازت
    شاهکار شبیه اعجازت
    ولی اینها کفاف ما ندهد
    لطف اجرای زنده را ندهد
    ای به آواز شهره در دنیا
    یک دهن میهمان بکن ما را!
    زاغ ،بی وقفه قورت داد پنیر!
    آن همه حیله کرد بی تاثیر
    گفت کوتاه کن سخن لطفن!
    پاس کردم کلاس دوم من
    گودبایت باشه

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  5. غریبه دیر آشنای عزیزم
    سلام
    ببخشید که فرستادن پاسخ شما بصورت کتبی کمی طولانی شد! خدا رو شکر حالم خوبه و دعا گوی شما هستم. ممنونم که وقت ارزشمندت رو برای خوندن این شعرهای ناقابل صرف کردی! فکر نمی کنم جنبه عرفانی اشعاری که من گفتم خیلی زیاد باشه! از اینکه اشکهای قشنگت رو درآوردم هم عذرخواهی میکنم. البته اشک ریختن همراه این گونه از اشعار بیشتر از اینکه ناشی از نوع شعر باشه مربوط میشه به روح لطیفف خوش ذوق و عرفانی خواننده اون اشعار که به نظرم با توجه به شناختی که من از شما پیدا کردم همینطور هم باید باشه. در ضمن از اشعاری که فرستادی ممنونم، نمیدونم که درمورد دیوانت شوخی کردی یا جدی گفتی! بهر حال خیلی قشنگ بود و من رو برد به حداقل ۳۲ سال پیش، ممنونم خیلی خیل ممنونم.
    ارادتمند
    مصطفی

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *