کبوتر حرم

من همه روز و شب دعا، کرده ام از برای تو

گشته ام ای طبیب جان، واله و مبتلای تو

باد صبا چو نکهتی، از نفست به من رساند

تشنه شدم ز جرعه ای، از نفس و هوای تو

من ز غمت نرسته ام، گر چه که زار و خسته ام

هیچ خطی نجسته ام، جز خطی از سرای تو

گم شده ام درون خود، بی خبر از برون خود

گر چه فتم به خون خود، باز روم به رای تو

آتش جان من تویی، جام جهان من تویی

تاب و توان من تویی، این دل و دیده جای تو

 کوچه به کوچه در به در، خانه به خانه در گذر

در پی جرعه ای نظر، از رخ دلگشای تو

ای مه غایب از نظر، بر دم سرد من نگر

باز رسان ز خود اثر، سوی من گدای تو

هاتف غیب من تویی، حاصل عشق من تویی

مرشد و موتمن تویی، ای همه در قفای تو

هادی از آنچه گفته ام، خرده مگیر از کرم

من چو کبوتر حرم، پر زده ام به پای تو

مصطفی – ۱۳۹۲/۰۷/۰۸

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *