طراوت

دلم طراوت سبز بهار می خواهد

تجسمی ز وصال نگار می خواهد

شب است و سردی تاریک بی سر انجامی

دلم نوازش گرمی ز یار می خواهد

سرم قرار نمی گیرد از شکفتن صبح

سرود نازک قمری و سار می خواهد

در این خزان پر از رنگهای پیچیده

صفای ساده ی گلبرگ و خار می خواهد

نگاهها همه پر خنده های تاریکی ست

در این میانه نگاهی نزار می خواهد

به این سراچه ی پر رنگ و ریب و خاموشی

کمی نوای دل بی قرار می خواهد

تبار اوست تجلی عشق بر دل ریش

در این میانه دلم هم تبار می خواهد

رسان به خاطر هادی که صبر پیشه کند

که وصل خاطر او انتظار می خواهد

مصطفی – ۱۳۹۲/۰۷/۱۰

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 7.0/10 (1 vote cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)
طراوت, ۷٫۰ out of 10 based on 1 rating

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *