نگاه سپید

بی خواب شد هوای دل اندر هوای تو

عمریست گشته جان و دلم مبتلای تو

رفتی و آن نگاه سپیدت ز دل نرفت

بیچاره این دلی که امیدش وفای تو

داغ تو سخت می شکند بغض خسته ام

سیلی روان شدست ز چشمم برای تو

بر درد من طبیب نباشد بجز رخت

مرهم برای جان نبود جز دوای تو

قدّم خمید و جان به لبم آمد از رقیب

بر زخم طعنه ها به دلم چیست رای تو؟

درویش وار بر سر هر کوی و برزنی

هو هو کنم ولی نرسد هاى های تو

گو محتسب بگیرد و در محبس افکند

زندان شدست زندگیم بی صفای تو

هر صبح لیت کنت معک نعره می زنم

شاید دمی به جان شنوم خوش نوای تو

تفسیر آیه های شریف کلام نیز

بر ما نداده آیت روشن ز جای تو

کوتاه کرده ام سخن ای معنی سکوت

بیرون نموده ام ز دلم ما سوای تو

او را رسان ز ما خبری نیک ساقیا

گو مانده ایم منتظر اعتلای تو

مصطفی – ۱۳۹۲/۱۱/۰۱

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 10.0/10 (1 vote cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)
نگاه سپید, ۱۰٫۰ out of 10 based on 1 rating

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *