خانه > شعرها > غمزه پر ناز

غمزه پر ناز

مُشتاقٌ لِوِصالِکَ یا مُنجیَ الطَّلَب

اُنظُر اِلی نَزاریِ وَ انظُر اِلی اللَهَب

اِملَاءتَ فِی الاَلَستِ بحُبکَ مُهجَتی

بالحَشرِ کلُّ ذَرَّتِِی یَشهَدنَهُ برَب

با یک نگاه پر کشش ات دل به لرزه شد

با گوشه ای ز چشم تو تن غرقه شد به تب

چون سوی من اشارت مستانه می کنی

آتش زنی به جان، چو به انباری از حُطَب

هر گوشه از لبان تو کز پرده می دمد

ما را چنان حلاوت شیرین ترین رطب

در وصف چین زلف تو قاصر شود کلام

حتی اگر زنند به عالم خُطَب، خُطَب

دیگر مرا به غمزة پر ناز خود مخوان

زیرا که جان به پاسخ تو می رسد به لب

مصطفی – ۱۳۸۹/۲/۱۱

VN:F [1.8.1_1037]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.8.1_1037]
Rating: 0 (from 0 votes)
Categories: شعرها Tags: