شعر من گم شده است
شعر من گم شده است
____در پس خستگی تنهایی
_______در سراسیمگی گرد فراموشی شب
__________در هجوم شبح خاموشی
___در پس ذهن پریشان شده از تیر سکوت
.
.
شعر من گمشده است
_____من بدنبال کلامی مستی
_________در پی یک قدحی پر حرفم
____________ساغری مملو از ابیات صفا
.
ساقیم پنهان است
____شاید او در صف نان
________شرمسار از گنه بی شعری
____سر فرو برده به شولای سیاه شب وهم است هنوز
.
.
شعر من گمشده است
____ای که بر قصر سخن تکیه مستانه زدی
_______شود آیا که به این خستگیم
__________غزلی، قافیه ای، نغمه ای از سفره شعر
____آب یک مثنوی از کوزه همت بدهی
.
آرزویم جاریست
_____تشنه جرعه ای از شاپرکم
.
.
آی ساحل زدگان
_____شب کافیست
_______خنده هایم پس گرداب سکوت
__________روی یک تختة مشغول غروب
نوشداروی پریشانی من گم شده است
.
عشق من گم شده است
.
شعر من گم شده است
.
مصطفی – ۱۳۸۸/۳/۴
Categories: شعرها
سلام دایی..خوب هستین؟….اگر در زمینه قالب سایت کمکی از من بر می آمد حتما بهم بگید…خوشحال میشم…
سلام فرخنده جان
ممنونم دایی جان
صدرصد از تو کمک بر میاد حتما مزاحمت میشم. الان که تهران نیستم ولی به محض اینکه برسم ازت کمک میگیرم. خیلی ممنونم که به اینجا سرزدی.